تبليغاتX
مشق عشق

مشق عشق

ز عقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل

در بند سر زلف نگار

یادش بخیر روز اولی که نگارمودیدم

خیلی بانمک بود

خیلی کنجکاو 

از همون لحظه اول که دیدمش فهمیدم که همون نگاریه که میخواستم

سادهِ

بی ریا

نانازی

تازه فهمیدم چه اسم قشنگی رو روش گذاشتم

با اون چشمای شیطونش رومن زوم کرده بود

فهمیدم که سرا پا آماده دریافته

باوجودی سراپالبریز ازاحساس

آره خدا اونو به من وهمسرم هدیه داده بود

 هدیه ای فرازمینی

فکرشو نمیکردم که لایق همچین هدیه ای باشم

اونم ازنوع نگار

تازه ازطرف نقش نگار

معلومه که خداوند هنوز از ما ناامید نشده

یه فرصته دیگه داده تا نگار پروری کنیم

چه فرصت بزرگی

اگه یاریش روازمون دریغ کنه ؟

هرگز ممکن نیست اونی که من میشناسمش تا آخر پای ما وایساده

ندیدی چطور از تو در برابر فرمانبردارهاش دفاع کرد

حتی یکی از اون سرسختاشو هم بیرون کرد

خودش گفته که :

              نیم زکار تو غافل همیشه در کارم                   که لحظه لحظه ترامن عزیزتر دارم

             به جان پاک توو آفتاب سلطنتم                           رها ترا نگذارم به مهر بر دارم

پس با تمام قوا در جهت پرورش نگار همت گمارده و:

           همت دراین عمل طلب از می فروش کن

والسلام

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:38  توسط م.ک.ش  | 

افسوس دلم درپی هر خاروخس است

پیوسته گرفتار هوا وهوس است

صدبار نصیحتش نمودم  نشنید

در خانه اگر کس است یک حرف بس است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:6  توسط م.ک.ش  | 

بنام خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

نمی دونم باید از کجا شروع کنم

یا اصلا باید شروع کنم یانه

با چه واژه یی باید شروع کرد

آه از دست این واژه ها

آخه یک واژه بی روح و احسالس

چطور میتونه قلب لبریز از احساسات رو توصیف کنه

احساس عشق به زیبایی نامتناهی

احساس مالامال از عشق 

و آه از عشق 

که این حقیقتی شگرف که در روح حیات جاریست

راستی اگرچنین موهبتی نبود

چگونه نقش پذیری این صحنه دردناک امکان پذیر بود

صحنه ای با تماشا گران منکر وبعضا حسود

آری به یقین عشق در واژه نمیگنجد

بشوی اوراق اگر همدرس مایی

که علم عشق در دفتر نباشد

ولی باید شروع کرد

پس زبان به وام از حکما که گفتته اند :

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازاوست  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:32  توسط م.ک.ش  |